سلام

این دفعه دیگه شمال کشور نیست ! استان مرکزی تشریف دارم به دلیل مهم ازدواج !!

منو و سعید رو تو شمال دوست نداشتن تبعید شدیم اینجا !!

اینجا خیلی هوا گرمه و خیلی خشکه اصلا هم رطوبت نداره، احساس می کنم بعد از بیست و یک سال زندگی کردن تو جای مرطوب دوزیست شده باشم چون یکسره یا تو حمومم یا تو یخچال !!!

کلی خبرای خوب و بد دارم اما بیخیاله بدها میشم چون بعدا مجبور میشم پاکش کنم چون بده !!!

لبخند باز هم نتونست رتبه ی سه رقمی تو کنکور بیاره اما براش امیدوارم بتونه رشته ی مورد علاقه اش رو قبول شه و بهترین اتفاق به خواست خدا براش بیفته !

راستی الان داره تو پست بانک کار می کنه !!! منم که بیکارم !! و رفتم تو قسمت نصیحت که :

ابر و باد و مه خورشید و فلک در کارند

بچه ها درس نخونید لیسانسه هاش بیکارند

 

 

 

 

دوستتون دارم !!!!

/ 1 نظر / 12 بازدید
...

[نیشخند][خوشمزه][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] چرا تو شمال کسی دوستون نداشت لینک شدی رفیق